۲۳ سال پیش در چنین روزی یعنی در تاریخ ۱۵/۱۲/۶۴ دختری به زیبایی فرشته های آسمانی(با شواهد مستند)به دنیا آمد .او دختری عجیب و دلچسب بود . 

و وقتی ۴ ماه بود دایی اش تصمیم میگیرد که با او به سینما برود شب بود دایی این فرشته را جلوی موتور خود نشانده بود .و ویراژ میداد ولی سر یک اشتباه موتور در یک خاکی واژگون می شود دایی در یک لحظه صد بار میمیرد و زنده میشود او از ترس نمی تواند چشمهایش را بازکند از تا اینکه صدای خنده این فرشته به گوشش میرسد دایی در آن تاریکی به آرامی چشمهایش را باز میکند صحنه ای که او میبیند تا به امروز هم یادش است : داشتم از ترس میمردم که صدایش را شنیدم چشم بازکردم و دیدم اوبا دستهایش از  یک طرف فرمان موتور آویزان شده و می خندد. 

او وقتی بزرگتر شد علاقه بسیاری به زیرآب زنی خواهر و برادرش داشت و تا می توانست باعث گریه آنها میشد . 

در زمان نوجوانی بسیار موفق بود او از دوران دبیرستان به آموزش نقاشی مشغول بود و چند نمایشگاه نقاشی هم در دانشگاه گذاشته که با استقبال فراوان مردم مواجه شد.

عضو فعال تأتر بهارک به اسم خاله مهتاب بود و او در طراحی دکور مهارت خاصی داشت و در تأترهایی که اجرا میشد او نقش آچار فرانسه را داشت د رآخرین کار هنری اش به عنوان نفر برتر جشنواره ناجا شد . هم اکنون هم مدیریت وبلاگ زیر خط سکوت را بر عهده دارد  

آری این رندگی کسی نیست جز خودم تولدم مبارک اونم از صمیم قلب   

         

نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1387  توسط الهه  |  18 نظر


Blog Skin